به گزارش سراج24 ، از زمانی که مرشد و مشاور گواردیولا، مرد شهیر دنیای فوتبال سرمربی تیم ملی والیبال ایران شد، بیش از دو سال میگذرد. دقیقاً اسفند سال ۹۰ بود که خولیو ولاسکو با فدراسیون والیبال به توافق رسید و قرارداد همکاری امضا کرد. حالا تیم ملی با این مربی به همه موفقیتهای لازم دست یافته و در لیگ جهانی همه قدرتهای این رشته را از فروغ وصفناپذیر خود متعجب کرده است.
در حالی که این مربی شصت و یک ساله آرژانتینی ــ ایتالیایی، سرفصل جدیدی را در والیبال ایران گشوده است، در ذیل از زاویهای دیگر زندگی و روحیاتش را ورق میزنیم تا بیشتر با افکار و اعتقاداتش آشنا شویم.
**هرگز خمیازه نمیکشد
ولاسکو هیچوقت خمیازه نمیکشد. او زمانی که از اتاقش بیرون میآید، هرنوع خستگی را از تن میزداید و زمان تمرین، ولاسکویی دیگر میشود که سرشار از انرژی و حرارت است و از کادر فنی تیمش میخواهد دائم در جهت تشویق و تهییج بازیکنان گام بردارند. تأکید مؤکد وی در موقع تمرین به نگاه کردن به توپ است و هرروز شاید دهها بار این کلمه را تکرار میکند.
**صریحاللهجه
اهل قایمباشکبازی نیست و خیلی صریح و روراست با بازیکنان و کادر فنی گپ میزند و با کسی تعارف ندارد. بازیکنان سفارشی را هرگز نمیپذیرد، اما از هرگونه پیشنهادی با آغوش باز استقبال میکند، همیشه نوعی اخم در پیشانی وی دیده میشود و این اخم حتی در زمانی که لبخند هم میزند، قابل رؤیت است.
**آرام و خوب غذا میخورد
خیلی خوب و آرام غذا میخورد و اعتقاد دارد خوب غذا خوردن در سلامت انسان مؤثر است. عاشق غذاهای ایرانی است. وقتی غذا میخورد به هیچکس و هیچجا نگاه نمیکند.
**مرد خانوادهدوست
خانوادهاش را بسیار دوست دارد. از این که ایرانیان مثل او هستند با احترام زیادی از مردمان این کشور یاد میکند و میگوید: شما ایرانیان به بانوان احترام زیادی میگزارید و حتی این حرکت را بین اروپاییان نمیبینم.
او در مصاحبهای با روزنامه گازتا دلواسپورت گفت: ایرانیها خیلی به خانمها احترام میگزارند و موقع ورود به هر خانه یا محفلی اول به خانمها تعارف میکنند تا وارد شوند.
**سکوت معنیدار
روزی که تیم ملی ایران در جام جهانی به چین باخت، خیلی ناراحت بود. حتی یک کلمه هم حرف نزد، ولی فردایش پیش از تمرین به بازیکنان گفت: تجربه مهمی بود تا در مسابقات انتخابی المپیک بهنحو مطلوبی از آن استفاده کنیم، اما بعد از ناکامی در انتخابی المپیک یک نصفه روز مثل برج زهرمار بود و سپس اعلام کرد: به مسابقات بعدی فکر کنید!
**ایرانیها خواستند و توانستند
بعد از قهرمانی در جام ملتها ولاسکو قبل از همه برای همسرش دست تکان داد که در تالار آزادی و در جایگاه ویژه نشسته بود و بعد سیچلو (دستیار) و پائولو (آنالیزور) را در آغوش گرفت و چند بار فریاد زد؛ دیدید ما توانستیم… ایرانیان هم میتوانند. ایرانیها از پتانسیل بالایی برخوردارند.
**حساسیت به مطالب روزنامهها
نوشتههای روزنامههای ایرانی را یک نفر برایش ترجمه و ایمیل میکند و دراینباره حساسیت خاصی دارد و با گرفتن نشانیهایی از نویسندگان مطالب بهنوعی دلخوریاش را بروز میدهد.
**شاگردانش را خوب میشناسد
تکتک بازیکنان ایرانی را به اسم میشناسد و تمام نقاط ضعف و قوت آنها را در مغز خود ضبط کرده است. از شنیدن حرفهای اضافه بیزار است و به هیچکس اجازه نمیدهد با بازیکنانش حرفهای اضافه بزند. تمام مسائل باید کوتاه و خلاصه باشد.
**ایرانیها مهربانند
او میگوید: ایرانیها خیلی مهربانند، حتی وقتی در ترافیک تهران اعصابشان خراب میشود و بگومگو میکنند، خیلی زود با تکان دادن دست از همدیگر میگذرند و این برای من خیلی جالب است.
**از صلوات لذت میبرد
به فرستادن صلوات علاقه دارد و میگوید: از تن صدای صلوات لذت میبرم و به من و بازیکنان انرژی میدهد. جالب اینکه خودش نیز همراه بازیکنان صلوات میفرستد. ضمن آنکه سلامت بازیکنان برایش مهم است، چون اعتقاد دارد آنها برای زندگی پس از قهرمانی هم باید آماده شوند.
**تخصص در مهار حاشیه
خولیو مهارت زیادی در به وجودآوردن جوّ مثبت دارد و خیلی زود مسائل منفی را از تیم ملی دور میکند. از طرفی هیچ بازیکن خاصی را در کانون توجهات قرار نمیدهد و همه را به یک چشم میبیند. در زمان تمرین تحت هیچ شرایطی با کسی شوخی نمیکند.
**انتقادپذیری مشروط
ولاسکو انتقادپذیر است و دستیاران ایرانی که با او خارج از زمین بحث میکنند، همیشه ترجیح میدهند با او بر سر مسائل فنی بحث کنند و ولاسکو هم با گشادهرویی از این کار استقبال میکند، اما هیچوقت قول پیروزی نمیدهد حتی اگر مقابل تیم افغانستان قرار گرفته باشد.
**اعتراض به ستاره ایرانی
از خبرنگاران و مربیانی که دنبال حاشیهسازی و حاشیهنویسی هستند، خوشش نمیآید و اجازه هم نمیدهد ذهن بازیکنانش دچار مسائل حاشیهای شود و همواره از سادهترین راهها برای رسیدن به اهداف خود استفاده میکند.
او یک بار به بهنام محمودی در راهروی فدراسیون گفت: چرا همهجا میگویی شاگرد من بودی، در صورتی که من اصلاً با شما کار نکردهام. ظاهراً عدهای ذهن ولاسکو را نسبت به محمودی خراب کرده بودند.



